۱۳۸۹ آذر ۸, دوشنبه

هزار و یک چرا

هفت هشت سال پیش همین موقع بزرگترین دغدغه ی مردم ما نبود مطبوعات آزاد دادگاه صالح و اجرای صحیح قانون بود ، الان بعد از اینهمه سال دغدغمون شده آب و نون و پول آب و برق و گشت ارشاد .
راستی چرا همه پیشرفت میکنند ما پس رفت ؟
چرا بجای حفظ فرهنگمون تاریخمون و هویتمون حسن نصرالله باپول ما چاق میشه و تاریخ مارو از بن میبره زیر سوال ؟
چرا پلیس میتونه زن و بچه ی مردمو بخاطر حقشون بزنه اما قتل توروز روشنو نگیره ؟

۱۳۸۹ آبان ۱۲, چهارشنبه

شما ابرویمان را بردید

اید هیچ کشور دیگری کوچه ها و خیابانهایی مثل ایران نداشته باشد . کشوری که کوچه هایش را با نام مردانی می شناسند که مردترین مردان در دوران خود بوده اند . مردانی از جنس کوه و از نسل ارش، سیاوش و سهراب ، مردانی از تبار حسین (ع). مردانی که در سیزده سالگی هزاران ساله بودند و هزاران ساله گشتند ،مردانی که لشگر مخلص خدا بودند و خدایی گشتند ، بی ادعا و بی هراس عاشقان نام خو را بسیجی گذاشتند .
افسوس که از ان نام ها و یادها جز حسرتی نماند و از ان روزها جز خاطره ای خاک گرفته ، افسوس که مردان هجرت کردند و نامردان شهرها و کوچه ها راتصاحب کردند، افسوس که عشق و ایمان که روزی کار این مردمان بود به ظلم شب بدستان به پستوی خانه ها رفت و در گوشه ی طاقچه ها از یاد رفت .
اه نفرین بر شما بسیجیان که نام ها را ننگ کردید و ابرویمان را بردید .
13ابان سالروز شهادت بزرگ 13ساله و روز دانش اموز گرامی باد .

۱۳۸۹ مرداد ۹, شنبه

اگر باران ببارد

دستهایت را به من بده
دستهایم بی دستهایت
دستهایت بی دستهایم
مرگ ترانه است
بگذار تا دگر بار همراه شویم
بگذار تا دگر بار بروییم
بگذار تا خون جاری شود
در خیابانهای داغ خرداد
بر جویبارهای البرز
درکوچه پس کوچه های اویغور
و دشتهای اریتره .
وبرساند صدای مشتهای گره کرده یمان را
به گندمزارهای شیلی
بگذار تاخون من بر زمین جاری شود
بگذار تا زمین سوخته ندایمان را بشنود
شاید اسمان از شرم چشمهایش
اندکی ببارد...
آه اگر باران ببارد
در هاوانا،
پیر مردها برای سکوتمان
اواز می خوانند
وزنان ارژانتین
از روییدن ما لالایی می سازند
برای کودکان افریقا
دستهایت را به من بده
شاید باران ببارد ....
نازلی شیخ پور

باران مردادی شوق میلاد توست
با احترام تقدیم به استاد یغما گلرویی

۱۳۸۹ تیر ۱۶, چهارشنبه

ما گم شدگانیم

چند روز پیش بود داشتم برمیگشتم خونه . توی اتوبوس دوتا خانم داشتن راجع به وضعیت بد اتوبوس و اینکه قیمتش بالا میره ولی وضعش هیچ تغییری نمی کنه با هم حرف میزدن . یکیشون گفت مردم باید تاوان انتخاب اشتباهشون رو بدن .خیلی ناراحت شدم ،بهم بر خورده بودو احساس میکردم نادیده گرفته شدیم . بی مقدمه پریدم وسط حرفشون و گفتم : مردم بهترین انتخاب رو کردن ولی به انتخاب مردم نبود . اون خانم گفت ولی خیلی ها به همین (ا.ن) رأی دادن ،رأیی که اشتباه بود و نشان دهنده ی بی صلاحیتی یه تعدادی از مردم . منم گفتم :ولی اونها اکثریت قاطع مردم نبودن .

اون خانم هم قبول کرد که حق با منه و حرف هامون همون جا تموم شد .

یه خانم دیگه که نمی دونم اصلا به حرف های ما گوش می کرد یا نه ،و چرا سعی نمی کرد جز حرف های خودش چیز دیگه ای رو بشنوه ،گفت : همیشه همه چیز شکل اون چیزی نیست که ما فکر می کنیم و میگیم . قبول کنید که مردم ما هم مردم خوبی نیستن ، این همه زنها با لباس ها و حجاب نامناسب دارن فساد ایجاد می کنند خُب اینها یعنی چی؟

_(با تعجب گفتم ) یعنی همه ی مشکلات ما از این به اصطلاح فساده ؟ بله قبول دارم که شرایط اجتماعی نابسامانه ولی خُب دلیل این شرایط چیه ، چرا باید اینقدر فشار اقتصادی روی مردم باشه که خدایی نکرده باعث فساد توی جامعه بشه ؟

_نه اینها اصلا ربطی نداره ، اگه مردم خودشون رو درست کنن همه چی درست میشه .

_یعنی دولت هیچ اشکالی نداره ، مشکلات اقتصادی و اجتماعی هم که اصلا نیست و هیچ ارتباطی هم نداره؟

_مردم برای بهتر شدن شرایط هیچ تلاشی نمی کنن ، اینهمه خانمها لباس هایی می پوشند که ادم از دیدن این وضع خجالت می کشه ،نه شرمی ،نه حیایی و نه عفافی ، مردم اگه خودشون رو اصلاح کنن دیگه تو کشور هیچ مشکلی نمیمونه .

متاسفانه اتوبوس خیلی بی موقع به ایستگاه رسید و من باید پیاده می شدم ، ولی خیلی دلم می خواست که به اون خانم بگم که ما توی ارمانشهر زندگی نمی کنیم ، توی دنیای واقعی زندگی می کنیم . نتونستم بگم که تو شهری مثل قم زنانی که بدکاره هستن چادرشون رو برعکس سرشون میکنن و کنار خیابون می ایستند ( به این ترتیب هم فسادشون رو دارن هم عفافشون رو ) و متاسفانه نتونستم بگم که حضرت علی(ع) میفرمایند : مردم اصلاح نگردند مگر به صلاح حاکمان .

*مبعث حضرت عشق پیشاپیش مبارک ،التماس دعا .

۱۳۸۹ تیر ۸, سه‌شنبه

سنگسار مجازات نیست،جنایت است


بسیاری از اعمال بخاطر اثر بد ومنفی خود در اجتماع از دیدگاه اسلام مترود و گناه تلقی شده است . از این جمله اعمال رابطه ی نامشروع(زنا) است . زنا در ادیان و جوامع مختلف تعریف های متفاوتی دارد، اما در اسلام این نوع را بطه را ، رابطه ی زن شوهر دار با یک مرد نامحرم میگویند.
در اسلام برای این عمل مجازات سنگینی اختصاص داده شده است ، ولی نکته ی مشترک در خصوص همه ی این مجازات ها اثبات و اقراق شخص گناهکارو عدم توبه ی او از گناه خویش است .
زنا در ایران تنها یک مجازات دارد و ان هم سنگسار است . سنگسار یعنی کشته شدن فرد با ضربات متعدد سنگ، در حالی که فرد مجرم هیچگونه راه فرار یا دفاعی از خود ندارد. اما نکته ای که باید به ان توجه کرد اینست که سنگسار در حالی در کشور ما به صورت یک قانون اعمال می شود که هیچگونه اساس شرعی و قرانی ندارد و تنها با استناد به برخی روایات این حکم بدست امده . حال انکه در زمانی خلافت امیرالمومنین حضرت علی(ع) این حکم در شرایط خاص اعمال می شده و بر اساس برخی روایات ایشان تنها یک نفر از یازده زناکاری را که در زمان ایشان بجرم زنا محکوم به سنگسار بودند را ،سنگسار کردند.
در اوایل انقلاب عده ی کثیری از علماء با سنگسار مخالفت کردند از جمله حضرات ایات منتظری، موسوی اردبیلی ،صانعی وامام خمینی ؛ولی با وجود این مخالفت ها که همچنان نیز ادامه دارد ، این مجازات همچنان اعمال میشود در حالی که اجرای این حکم بیشتر شبیه پاک کردن صورت مسئله است تا مجازاتی برای جلوگیری از گسترش فساد در جامعه وباعث حل این مسئله ی اجتماعی نمی شود.
*پینوشت: سکینه محمدی اشتیانی زنی است که در استانه ی سنگسار قرار دارد. درحالی که دوکودک ایشان درخواست لغو این حکم را کرده اند ونامه ی انها به بیش از 16زبان ترجمه شده و جامعه ی جهانی نیز خواستار لغو این حکم شده ، ولی متاسفانه به در خواست های مکرر موجود مبنی عدم اجرای این حکم پاسخی داده نشده و ما به روزهای اجرای این حکم نزدیک میشویم. ازتمام دوستان و هموطنان عزیزی که پیام این جانب ((سنگسار مجازات نیست،جنایت است)) را دریافت کرده اند خواشمندم با انتشار یک پیام در وبلاگ ها و وبسایت های خود ،مخالفت خود را با اجرای این قبیل احکام ، خصوصا برای این هموطنمان اعلام فرمایید . باشد که رحمت اللهی شامل حال این بانو و فرزندان ایشان و همه ی ما گردد.
باتشکر پژواک سبز

۱۳۸۹ خرداد ۳۱, دوشنبه

دیکتاتوری از نگاه حضرت علی (ع)


ولا تقولن انی مومر آمر فاطاع ، فان ذلک ادغال فی القلب و منهکـة للدین و تقرب من الغیر.
مگو من بر انها مسلطم ، از من فرمان دادن است و از انها اطاعت کردن ؛ زیرا این کار ،عین راه یافتن فساد در دل ،و ضعف در دین ، و نزدیک شدن به سلب نعمت [الهی] است .

۱۳۸۹ خرداد ۱۹, چهارشنبه

من اعتراف میکنم

بیش از یک سال پیش بود ، تمام باورم این بود که میزان شرکت یک مردم در یک انتخابات نه به مفهوم مهر تاییدی بر کارهای یک جریان حاکم ، که نشان دهنده ی رشد فکری مردم جامعه و میزان تمائل انها برای رسیدن به دموکراسی است . تمام باور این بود که هرچقدر حضور امروز ما گسترده تر همه جانبه تر و عمیق تر باشد راه برای رسیدن به خواست های دموکراتیک هموارتر و اسانتر خواهد بود. روزی با خود فکر میکردم که خداوند کلید سرنوشت مردم را به خود انها سپرده و این خود مردمند که بر سرنوشتشان حاکم هستند و هیچ کس نمی تواند اختیار زندگی مردم را در دست بگیرد یا به بهانه ی دین و خدا حقوق انسانی مردم یک جامعه را از انها بگیرد . من به همه ی این ها باور داشتم و بر پایه ی همین باورها بود که همچون اکثریت مردم ایران سبز شدم .
همه ی باورهایی که داشتم به فاصله ی کمتر از یک هفته و زمانی که چشمان بیدار ندا به دوربین نگاه می کرد و از خون خود سرخ شد ، در هم شکست .
من اعتراف می کنم که دانسته یا نداسته وارد جریانی شدم که حاصل ان در مقابل هم قرارگرفتن خواهران و برادران هموطنم بود.
من اعتراف میکنم که نمیدانستم برادران نیروز انتظامی که در حامیان و بر پا کنندگان امنیت و اسایش ما بودند روزی در برابر ما صف ارایی خواهند کرد و صدای پوتین هایشان خواب راحت را از ما خواهد گرفت .
ولی باید اعتراف کنم که نمی دانستم نسل بی ارمان و بی نشانه ای چون نسل من که پشتوانه های فکری و اعتقادی کم و متزلزلی داشت ،توانست دنیا را به لرزه در اورد .