۱۳۸۸ آذر ۲, دوشنبه

بی بی سی، صدای امریکا، +یا-

دوست عزیزی در نظری که برای من در پست های قبلی گذاشتند، این سوال را مطرح کردند که : بی بی سی برای جامعه ی ما مثبت است یا منفی ؟


بعد از قوه ی مقننه مجریه و قضاییه چهارمین رکن دموکراسی رسانه های ازاد است . اصولا وظیفه ی هر رسانه اطلاع رسانی به شکل صحیح برای پر کردن خلاء های فکری وجلوگیری از گسترش تفکر و نگاه یک سویه به مسائل که همانا عامل اصلی ایجاد انحراف وتحجر در همه ی مرام ها و مسلک هاست .


صدا و سیمای ج.ا برای خلاف وظیفه ی خود به ابزاری برای قدرت حاکم تبدیل شده که در جهت ان دست به هر کاری از جمله کتمان حقیقت نیز میزند . از جمله ی این کارها میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

- حمایت یک سوی از (ا.ن) در پیش از انتخابات .


-عدم قائل شدن حق پاسخ گویی به معترضان اصلاح طلب در مناظره های پیش از انتخابات.
-دگر گونه جله دادن اعتراضات حق طلبانه ی مردم .


-تلاش برای ساختگی نشان دادن شهادت ندا اقا سلطان و حتی قتل جلوه دادن آن.


- تلاش برای متهم کردن دکتر ارش حجازی به قتل ندا اقا سلطان بر خلاف تمام شواهد و مدارک موجود .


تلاش برای برانداز جلوه دادن جنبش های اعتراضی از جمله کمپین یک میلیون امضا( تغییر برای برابری ) (انشاا... در پست های بعدی درباره ی ان توضیحات بیشتر خواهم داد) .


همه ی این ها تنها نشان از فعالیت صدا وسیما برای یک جریان خاص را دارد . حال در این شرایط دسترسی به یک رسانه ی ازاد که به همه ی جوانب مینگرد بسیار مهم وتاثیر گذار است وباید از این شرایط بهره ی کافی را برد .اما نباید فراموش کرد که تصمیم گیری نهایی و انتخاب به عهده ی خود ماست و باید دقت کرد تا از بازیچه شدن به دست بیگانگان و فرست طلبان داخلی و خارجی تا حد امکان جلوگیری کرد .

راهی تا ابد پایدار

تقریبا 21بود. بعد از دستگیری اقای بهشتی و الویری (از اعضای کمیته ی صیانت از ارا) وبا افزایش موج دستگیری های فعالان سیاسی وتشدید احتمال دستگیری سران اصلاحات (موسوی کروبی و خاتمی) از دکتر مصطفی معین سوالاتی کردم(در سایت ایشان) که شاید این سوالات محدود به یک برهه ی خاص و پر تنش بود ، اما جواب ایشان بسیار زیبا و البته مهم برای همه ی زمانها بود .
سوالات من از ایشان این بود :
-ایا دستگیری این افراد به منزله ی افزایش فشار بر نخبگان سیاسی اصلاح طلب نیست ؟
-ایا احتمال دستگیری اقایان ، کروبی موسوی و خاتمی نیست ؟
-ایا احتمال حذف فیزیکی نیز هست ؟
- در این صورت تکلیف این جنبش مردمی چیست ؟
-ایا این به منزله ی سرکوب این جنبش مردمی نیست ؟
پاسخ دکتر معین :
پاسخ همه ی سوالهای شما میتواند مثبت باشد و در این صورت روز از نو روزی از نو ! مبارزه ی سیاسی همواره دارای فراز و نشیب های بسیار بوده و هست ولی دست خدا بالای همه ی دستهاست.

با نزدیک شدن به 16اذر و روز دانشجو وبا توجه به سرکوب های وحشیانه در13ابان لازم دونستم که این مطلب کوتاه رو منتشر کنم .پاسخ دکتر معین تنها پاسخ به یک سوال وبرای یک زمان خواص نبود ایشان پاسخی مناساب برای همه ی زمانها و شرایط را به من دادند .
از همه ی دوستان بزرگوار برای پیامهایشان تشکر میکنم در هفته های اینده به سوالاتشان پاسخ خواهم داد .

۱۳۸۸ مهر ۲۸, سه‌شنبه

تفاوت تا کجا؟

امروز روزنامه ی حیات نو تو یکی از تیترهاش نوشته بود :
مصباح یزدی : ازادی از القاعات شیطان است
میشه برسم این اقای تو کدوم حوضه ی علمیه درس خونده(البته اگه اصلا درس خونده باشه! ) که جمله ی معروف حضرت امام حسین -علیه السلام- که میفرمایند:
اگر دین ندارید ازاده باشید.
وجمله ی اما علی -علیه السلام - رو کهه می فرمایند:
خداوند شما را ازاد افریده ، پس ازاده باشید
رونخوانده ؟ میشه بگن دارن از جانب کدوم اسلام حرف میزنند؟ اسلام حضرت محمد(ص)یا اسلام انجمن حجتیه؟

اسکناس نویسی سبز

دیگه نمیخوام راجع به اهمیت حضور در راهپیمایی ، تاثیر اون در کودتا چیان ومعنی عقب نشینی کسایی که خودشونو سبز میدونن ولی برای جنبش سبز کاری نمی کنند حرف بزنم .چون فکر میکنم این حرفها تکراریه و گفتن حرف تکراری بی فایده .
اما بریم سر اسکناس نویسی سبز .
مثل یه تضاهرات تک نفره میمونه . کم خطر و بی دردسر وبه همون اندازه موثر .
باتوجه به اینکه ما می خواهیم تلفات احتمالی رو به حد اقل برسونیم بهترین راهه .
این کار چندتا مزیت هم داره ازجمله اینکه بر خلاف ادعای حامیان کودتابه خاطر نبود راهی برای کنترل پولها در جامعه میشه گفت برای سبزهایی بی خطره و دوم اینکه برخلاف گفته ی حامیان کودتا امکان بی اعتبار دانستن این پولها وجود نداره چون ارزش پول رو مشتری یا بهتر بگم مردم جامعه تعیین میکنن نه بانک مرکزی (چون اگه بانک مرکزی میتونست ارزش پول رو بالا ببره به راحتی میشد تورم رو کاهش داد و کنترل کرد ). بانکها هم نمیتونند بخاطر داشتن شعار از گرفتن پولها خودداری کنند که اگر بخواهند همچین کاری کنند اول از همه نظام بانکی ضرر میکنه .
پس تا روز ೧೩ ابان و هر مناسبتی که با حضور سبزها همراه باشه ، اسکناس ها= راه نشون دادن بی شمار بودن سبزها...

۱۳۸۸ مهر ۲۴, جمعه

تولدت مبارک !

21مهر –شصت و ششمین سالروز تولد سید ایران –محمد خاتمی در حالی برگذار شد که بسیاری از یاران او در بند اقتدارگرایانی که جز منافع خود چیز دیگری نمی بینند ، اسیرند. انقلابیان دیروز که نظام ج.ا بیش از هر چیز و هر کس به انان مدیون است ، امروز به جرم انقلاب مخملی و تلاش برای براندازی دربندند .
دوران محمد خاتمی تنها از جهت بین المللی و اقتصادی نیست که اهمیت دارد. دوران محمد خاتمی با تمام کارشکنی های متحجران و مخالفان اصلاحات ، دوران رویش فکر و گسترش ازاد اندیشی بین اقشار جامعه است .
سید ایران ، پایدار باش و برقرار و بدان ماهمان جوانان حماسه افرینی هستیم که شورو عشقمان به تعالی ایران مارا به خس و خاشاک تبدیل کرد . اما این خس و خاشاک بر خواسته از فکر ازادی دیگر از پای نخواهد نشست و خار چشم دشمنان ابادی و ازادی ایران خواهد شد .

ارغوان شاخه ی هم خوان جدا مانده ی من
اسمان تو چه رنگ است امروز
افتابی ست هوا؟
یا گرفته است هنوز
من در این گوشه که از دنیا برون است
افتابی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
انچه می بینم دیوار است
اه، این سخت و سیاه
ان چنان نزدیک است
که چو بر می کشم از سینه نفس
نفسم را بر می گرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی می ماند
کور سویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانی ست
نفسم می گرد
که هوا هم اینجا زندانی ست
هر چه با من اینجاست
رنگ و رخ باخته است
افتابی هرگز
گوشه چشمی هم
به فراموشی این دخمه نینداخته است
اندر این گوشه ی خاموش فراموش شده
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
یاد رنگینی در خاطر من
گریه می انگیزد
ارغوانم انجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد می گرید
چون دل من که چنین خون الود هر دم از دیده فرو می ریزد
ارغوان، این چه رازی ست که هر سال بهار
با عزای دل ما می اید
که زمین هر سال از خون پرستو ها رنگین است
وین چنین بر جگر سوختگان داغ به داغ می افزاید ؟
ارغوان پنجه ی خونین زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران خرامیده ی خورشید بپرس
کی براین دره ی غم می گذرد ؟
ارغوان خوشه ی خون
بامدادان کبوترها
برلب پنجره باز سحر غلغله می اغازد
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشا گه پرواز ببر
اه بشتاب که هم پروازان نگران غم هم پروازند
ارغوان بیتوته ی گلگون بهار
تو بر افراشته باش
شعر خونبار زمین
یاد رنگین رفیقانم را
به زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ی نا خوانده ی من
ارغوان شاخه ی هم خون جدا مانده ی من
(منبع این شعر : وبلاگ به نام خاتمی )

پشت پرده ی صدور حکم اعدام برای محمدرضا علی زمانی



اولين بار که ديدمش چهره‌اش برايم آشنا آمد. سر صحبت که باز شد فهميدم کوچکترين آشنايی با هم نداریم. برديا (محمدرضا) به اتهام عضويت در انجمن پادشاهی از فروردين ماه (تاکيد می‌کنم از فروردين ماه)، به همراه آرش و خواهر باردار آرش، پيمان و همسرش و چندین جوان دیگر بازداشت شده بودند.
به فضای زندان عادت کرده بود. برخلاف من که هنوز نتوانسته بودم خودم را با محیط داخل وفق دهم. امیدوار بود با همکاری قبلی که با وزارت اطلاعات در تهیه فیلمی که چند ماه قبل در مورد انجمن پادشاهی انجام داده بودند، حکم سبکی برایشان صادر شود. دلش برای بیرون، برای خانواده و در یک کلام برای زندگی تنگ شده بود. اما به قول خودش چاره ای نداشت جز این که به روی خودش نیاورد و دیگر روزها را هم نشمارد.
من و سلول جدید و هم بندی ای که هیچ نسبت فکری با او نداشتم. او از من در بارۀ انتخابات پرسید و حوادث بعد از آن. خبر چندانی نداشت از بیرون. من هم از مرام انجمن پادشاهی پرسیدم و اتهاماتش. می گفت هیچ اقدامی انجام نداده اند. تنها چیزی هم که از او دارند حرفها و داستان پردازی هایی بود که در جمع دوستانش با هم کرده بودند. هیج اقدام امنیتی انجام نداده بود. من هم با توجه به این که کاری انجام نداده و قبل از هر اقدامی بازداشت شده گفتم اتهام محاربه در موردش صدق نمی کند.
تا این که یک روز نگهبان در سلول را باز کرد و بردیا را صدا کرد. ظاهرا کارشناس پرونده اش با او کار داشت. تصور همه ما در سلول این بود که قرار است برایش قرار ملاقات حضوری با خانواده تعیین شود. کما این که مدتها بود کسی به سراغش نمی آمد. وقتی برگشت اما خیلی درهم بود. گفت دادگاهش قرار است آخر هفته برگزار شود. کارشناس پرونده به او قول داده که اگر در این دادگاه همکاری کند در صدور حکم کمکش می کنند. قول داده بود وزارت اطلاعات با ارتباطی که با قاضی دارد برایش تخفیف وِیژه بگیرد. او هم دودل بود که این پیشنهاد را بپذیرد یا نه..
در نهایت بردیا که دستش از همه جا بریده بود تصمیم گرفت به امید ایجاد روزنه ای همکاری کند و وارد بازی کثیفی شود که واقعا نمی دانست انتهایش به کجا ختم خواهد شد و چه خوابی برایش دیده اند. همان روز از سلول بغلی با خبر شدیم که دادگاه دوم انتخابات در آخر هفته برگزار می شود. وقتی از بردیا در مورد ربط دادگاهش با دادگاه انتخابات پرسیدم او هم ابراز بی اطلاعی کرد. فقط می خواست دادگاه برگزار شود تا به قول خودش شرش کنده شود. با خبر تعویق دادگاه دوم به هفته بعد و بعد اعلام کارشناس پرونده بردیا به او که چند روز وقت بیشتری برای تمرین دارد، می شد حدس زد قرار است چه سناریویی راه بیفتد.
از فردای آن روز تمرین های فشردۀ بردیا آغاز شد. از ساعت 9 صبح تا ناهار و بعد از ناهار تا شب. هر روز با حضور در اتاقی که در اختیار او و افرادی که قرار بود در دادگاه صحبت کنند تمرین می کرد که چه حرفهایی را در دادگاه بزند. گاه ناهماهنگی کسانی که بر سر تمرینش می آمدند خسته اش می کرد. یکی خودش را یک مقام بلند پایه اطلاعات معرفی میرد، یکی سرتیم بازجوهای اوین، یکی نماینده .. و در نهایت خود کارشناس پرونده اش. هر کدام خواسته ای داشتند. جالب آن که از انتخاب وکیل هم محرومش کردند و تنها دو روز قبل دادگاه در حد نیم ساعت موفق به زیارت وکیل تسخیری اش شد!
سر انجام روز قبل دادگاه فرا رسید. این بار بعد از ناهار دنبال او آمدند. به تمرین رفت و تا آخر شب خبری از او نشد. آخر شب که آمد گفت برای تمرین نهایی او را به مجتمع امام خمینی که قرار بود فردا دادگاه در آنجا برگزار شود برده اند. بسیاری از شخصیت های امنیتی از قبیل دادستان وقت کل کشور، قاضی سعید مرتضوی- دادستان تهران، یکی از معاونین وزارت اطلاعات و .. همان شب به دادگاه آمده بودند تا آخرین تمرین آنها را ببینند. ماجرای روز دادگاه رو هم که حتما بهتر از من خبر دارید.
همان شب بردیا به یکی از مسولین نزدیک شده بود و گفته بود "حاج آقا ما همکاری می کنیم اما تو رو خدا در صدور حکم توصیه بفرمایید". این آقای مسئول هم گفته بود خیالت راحت. طرف حساب تو من هستم. تو کارت رو انجام بده باقی با من. بیچاره بردیا چه امیدی بسته بود به قول آن مسئول نامسئول. وقتی خبر صدور حکم اعدام رو شنیدم غم سنگینی به دلم افتاد. محمدرضا و آرش قربانی بازی کثیفی شدند که مسئولین امنیتی کشور که باید حافظ جان و مال شهروندان باشند و در راس آنها سعید مرتضوی به راه انداختند. برای آن که با موسوی تسویه حساب کنند تلاش کردند گروهی را که ربطی به انتخابات نداشت را به انتخابات منگنه کنند و چند جوان هم قربانی این خیمه شب بازی شدند.
اما آرش که برای او هم حکم اعدام صادر شد. خواهرش یک هفته بعد از آزادی با وثیقه، فرزندی را که در شکم داشت از دست داد و مسئولین زندان دادن این خبر را به آرش بعد از دادگاه دادند تا مبادا در همکاری او خللی ایجاد شود. هیچوقت آرزوی بدی برای کسی نداشتم. اما این بار از صمیم دل آرزو کردم کسانی که این نمایش ناجوانمردانه را به راه انداختند در همین دنیا تاوانش را پس بدهند. از قاضی که برای ایجاد رعب حکم اعدام صادر کرد تا دادستانی که از دادستانی رفت و تا کارشناسانی که برای نشان دادن لیاقت خود به مافوقشان با سادگی و صداقت این پسر بازی کردند.
از خدا می خواهم تاوان کارشان را در همین دنیا به آنها بچشاند تا همه ما یادمان بماند که نمی توان ظلمی در حق کسی کرد و منتظر عواقبش نبود.


منبع: پایگاه اطلاع رسانی نوروز


۱۳۸۸ مهر ۲۲, چهارشنبه

خودت بگو

میدونم برای کسانی که دوست دارند با استفاده از منطق زندگیشونو پیش ببرند هیچ چیزی مثل خوندن تیتر ها وتحلیل های کیهان سخت و غیر قابل تحمل نیست .اما لطفا فرق بین تیترهای روزنامه های صبح روزنامه های صبح 21مهر را خودتان مقایسه کنید .
بیشتر روزنامه ها : قیمت بنزین تا 5سال دیگر (یعنی تا سال93 ) افزایش خواهد یافت .
کیهان: قیمت بنزین تاسال 93ازاد خواهد شد .
لطفا بگویید کیهان از زبان چه کسی صحبت میکند که باید بین تیترها این چنین تفاوت باشد ؟